احمد بن محمد حسينى اردكانى
229
مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )
منتهى به سكون شده است . و محالى در اين معنى نيست كه جسمى در بعضى از زمان لصوقش به جسمى ديگر ساكن باشد و بالعرض حركت كند و اگر چه به سوى جهتى باشد كه در صورت خلوّ از مانع كه بقاء قوّهء غريبه است به حسب طبيعت به همان جهت حركت نمايد . و دليل ديگر منكرين سكون ، به نحوى كه در شفا مذكور است ، اين است كه محال است كه از براى آن سكون سبب نبوده باشد . پس آن سبب يا وجودى است و يا عدمى ، و اگر عدمى باشد عدم سبب تحريك خواهد بود ، پس بايد كه براى جسم مرمى به فوق مثلا مبدأ حركت به اسفل نباشد ، و مادام كه جوهرش متغيّر نگردد به اسفل حركت نكند . و اگر سبب وجودى باشد بايد كه امرى باشد كه از حركت مانع شود و يا قسرى خارجى باشد و يا طبيعى و يا ارادى [ 154 ] نفسانى داخلى . و هيچ يك از اين امور نمىتواند بود . و از اين جواب داده است كه سبب سكون عدمى است ، و آن عدم حدوث ميل است از قوّهء محرّكه ، زيرا كه قوّهء تحريكش به احداث ميل است . و چنان كه در حال بودن در مكان طبيعى آن قوّه موجود است و ميل به جهتى نيست همچنين در حالتى كه به ميل قسرى حركت به جهت فوق نموده است مىتواند شد كه از احداث ميل طبيعى ممنوع باشد به واسطهء معارضهء ميل قسرى ، و لازم اين حالت عدم حركت است . و ايضا مىگويند كه حاصل دليل مثبتين سكون راجع به آن است كه ممتنع است كه چيزى مماس و مفارق چيزى ديگر شود در آن واحد . و اين مقدّمه ممنوع است ، و سند منع آن است كه هر گاه كره را بر دولابى نصب نماييم و در جانب فوق سطح مستوى فرض كنيم كه آن كره در هر دوره به يك نقطه با آن سطح تماس نمايد هم تماس و هم مفارقت در يك آن واقع مىشود . و جواب از اين سخن از آنچه مذكور شد مىتوان فهميد . « 1 » فصل سيزدهم در بيان آنكه اقدم حركات واقعه در مقولات عرض حركت وضعيّه مستديره است و اتمّ و اشرف از جميع حركات نيز همان حركت است امّا بيان اقدم بودنش آن است كه حركت در كم ، مثل نموّ و ذبول ، به حركات مكانيّه
--> ( 1 ) . صدر الدين شيرازى ، الأسفار ، ج 3 ، صص 104 - 111 ، ( با تفاوت ) .